Category: روانشناسی

  • خصوصیات یک ارتباط سالم چیست؟

    خصوصیات یک ارتباط سالم چیست؟

    اگر بتوانید به اکثر این گزینه ها پاسخ مثبت بدهید، به احتمال زیاد در رابطه ای سالم به سر می برید:

    1- همسرتان را قابل اعتماد می دانید.

    2- آهنگ مورد علاقه او را می دانید.

    ?3- به نظر شما ایده های خوبی به ذهنش می رسد.

    ?4- گاهی دوست دارید، حداقل در برخی جنبه ها، شبیه او شوید.

    ?5- حتی در مواقعی که با او مخالفید، قبول دارید که به نکته های خوبی اشاره می کند.

    ?6- وقتی کنار هم نیستید نیز به یکدیگر فکر می کنید.

    7- اسم بهترین دوست همسرتان را می دانید و می تواند چند خصوصیت مثبت او را به خاطر بیاورید

    ?8- به نظرتان جذاب می آید و این دیدگاه شما مثبت تر از نظری است که او نسبت به خودش دارد یا دیگران درباره او دارند.

    ?9- از تغییرات و پیشرفت او در طول زمان آشنایی تان لذت می برید.

    ?10- او از اتفاق های خوبی که برای شما می افتد به شوق می آید.

    ?11- صبح با مهربانی و عطوفت از هم جدا می شوید و هنگام خداحافظی به یکدیگر توجه کامل دارید.

    ?12- تجربه های خوبی را که در گذشته با هم داشته اید به خاطر می آورید.

    ?13- می توانید اسم یکی از کتاب های مورد علاقه اش را بگویید.

    ?14- آرمان ها و آرزوهای او را می دانید.

    ?15- می توانید یکی از کارهای هیجان انگیزی را که با هم انجام داده اید به خاطر بیاورید.

    16-وقتی ناراحت و افسرده هستید، به جای اینکه از همسرتان دوری کنید و مشکلات را به تنهایی حل کنید، برای آرامش به او پناه می برید.

    ?17- می توانید مسائلی را که به شما حس آسیب پذیری می دهند به راحتی با او در میان بگذارید.

    ?18- زبان عاشقانه مخصوص به خودتان را دارید.

    ?19- شرم آورترین لحظه دوران کودکی او را می دانید.

    ?20- پرافتخارترین لحظه دوران کودکی او را می دانید.

    ?21- به ندرت به همسرتان توهین کرده و دیوانه خطابش کرده اید یا هرگز این کار را نکرده اید.

    ?22- می توانید به چند خصوصیت مثبت او اشاره کنید که از پدر و مادرش به ارث برده است.

    راه شناخت ارتباط سالم

    ?23- اگر فرزند دارید، می توانید حداقل به چند ویژگی مثبت او در زمینه بچه داری اشاره کنید.

    ?24- از اینکه همسرتان بتواند با کمک شما به اهداف و آرزوهایش برسد لذت می برید، حتی اگر قرار باشد برای حمایت از او در خانه بمانید.

    ?25- احساس امنیت می کنید؛ اطمینان دارید که او به شما خیانت نمی کند یا کاری انجام نمی دهد که موقعیت مالی تان به خطر بیفتد.

    ?26- حتی وقتی با یکدیگر بحث می کنید هم می دانید که به احساسات و عقاید شما توجه می کند.

    ?27- اجازه می دهد که به دنیای درونی اش قدم بگذارید و با شما درباره افکار و احساساتش صحبت می کند.

    ?28- معمولا قدردان یکدیگر هستید.

    ?29- معمولا یکدیگر را تحسین می کنید.

    ?30- همسرتان را به چشم یک هم تیمی خوب می بینید.

    31-اگر قرار باشد فقط یک نفر را با خودتان به جزیره ای متروک ببرید، آن یک نفر اوست.

    ?32- احساس می کنید که قدرت های فردی شما مکمل هم هستند.

    ?33- در انتهای روز که دوباره همدیگر را می بینید، قبل از اشاره به نکته ای منفی، به نکته های مثبت اشاره می کنید.

    ?34- اگر درباره آسیب روحی ای که به شما وارد شده است با او صحبت کنید، با مهربانی رفتار خواهد کرد.

    ?35- اگر درباره موضوعاتی که برای همسرتان اهمیت دارد صحبت نمی کنید، از روی عمد نیست.

    ?36- به روابط او با دوستان و خانواده اش احترام می گذارید و این روابط را مهم می دانید.

    37-  زمانی که حرف مهمی برای گفتن دارید، می دانید که به راحتی می توانید توجه او را جلب کنید.

    ?38- اشتباهات و ضعف های او را موردی در نظر می گیرید و نه کلی. مثلا از اینکه فراموش کرده لباس شما را به خشک شویی ببرد ناراحتید، اما به صورت کلی او را بی ملاحظه و سهل انگار نمی دانید.

    ?39- از اینکه تحت تاثیر همسرتان باشید استقبال می کنید و پیشنهادهایش را می پذیرید.

    ?40- از لحاظ فیزیکی با هم گرم و مهربان هستید.

    ?41- از وقت گذرانی با هم لذت می برید.

    ?42- هنوز هم وقتی به یاد اولین دیدارتان می افتید چشم هایتان برق می زند.

    ?43- آشنایان و بستگان مورد علاقه همسرتان را می شناسید.

    44- می دانید غذای مورد علاقه اش چیست.

    ?45- می توانید چیزهایی را که به نظر او مایه آرامش و شادی است شمرده و برایش بازگو کنید.

     

     

     

     

     

     

  • اعتماد به نفس خود را افزایش دهید

    اعتماد به نفس خود را افزایش دهید

    راهکارهایی برای افزایش اعتماد به نفس
    1-“نمی‌توانم” را فراموش کنید: البته تصمیم شما برای انجام هر کاری باید با برنامه‌ریزی مناسب همراه باشد تا به نتیجه مطلوب برسد با این حال و اگر تصمیم به انجام کاری بگیرید ولی به سرانجام آن کار خوش بین نباشید، احتمال موفقیتتان کم می‌شود.

    2- اعتماد به نفس قابل افزایش است: اعتماد به نفس از نظر روان‌شناسی یک خصوصیت درونی است که تحت تاثیر وراثت و محیط در هر فردی شکل می‌گیرد به این معنی که اعتماد به نفس بر اساس ژنتیک و محیط به طور مثال تحت تاثیر رفتار والدین، تشویق و تنبیه و برخورد اطرافیان به مرور زمان در هر فرد ایجاد می‌شود. میزان اعتماد به نفس در طول زندگی تغییر می‌کند. احساس خود ارزشمندی و برخورداری از اعتماد به نفس بالا بر تمامی جنبه‌های زندگی مانند شیوه زندگی، روابط اجتماعی، فرآیندهای‌شناختی و علایق تاثیر بسزایی دارد. با افزایش اعتماد به نفس، زمینه موفقیت در زندگی فراهم می‌شود؛ بنابراین افراد باید با راه‌های پرورش اعتماد به نفس آشنا شوند.

    3- مقابل آینه بایستید و از خود تعریف کنید: این کار در کسب اعتماد به نفس، بسیار مؤثر است. هر روز صبح چند دقیقه این کار را انجام دهید. سعی کنید هنگام نگاه کردن در آینه به موارد مثبت چهره خود نگاه و از آن تعریف کنید.

    راهکار برای افزایش اعتماد به نفس

    4- در حال، زندگی کنید: اگر در حال زندگی کنید و تمام انرژی خود را متوجه زندگی در لحظه کنید، فردای شما هم تضمین خواهد شد چرا که فردای شما محصول عملکرد صحیح امروز شماست. اگر عمر خود را در حسرت دیروز و با نگرانی فردا سپری کنید، لحظه‌ها را از دست خواهید داد و این به معنی از دست دادن فردا نیز هست.

    5- دست دادن خود را محکمتر کنید: به اصطلاح شل و وارفته دست ندهید. محکم و قدرتمند دست بدهید و همچنین گرم و صمیمانه.

    6- به موفقیت‌های خود نگاهی بیندازید: از موفقیت‌هایی که تاکنون داشته‌اید، برای خود فهرستی تهیه کنید و همراه خود داشته باشید و هرگاه احساس نداشتن اعتماد به نفس کردید، نگاهی به آن بیندازید.

    7- همیشه با خود مبلغی پول داشته باشید: وجود مقداری پول در جیب و کیف شما، اعتماد به نفستان را زیاد می‌کند.
    8- «نه» گفتن را یاد بگیرید: بسیاری از افراد، توانایی «نه» گفتن را ندارند و این، برایشان مشکلاتی ایجاد کرده است. اگر پیشنهاد یا درخواستی به شما می‌شود که میل ندارید آن را بپذیرید با قاطعیت اما با احترام بگویید نه.

    9- فکر کنید که اعتماد به نفس بی‌نظیری دارید: هرگز این فکر را به خود راه ندهید که اعتماد به نفس ندارید. همیشه سعی کنید نسبت به خود فکرهای مثبت و والایی داشته باشید. اگر خودتان فکر کنید که اعتماد به نفس ندارید، چه طور انتظار دارید که دیگران فکر کنند که شما اعتماد به نفس دارید. اگر فکر کنید که کاری را نمی‌توانید انجام دهید به طور حتم نمی‌توانید.

    10- سرعت راه رفتن خود را بیشتر کنید: کسی که اعتماد به نفس دارد، گام‌هایش را محکم بر می‌دارد و هدفمند راه می‌رود. قوی، قدرتمند و پر انرژی باشید.

    11- مهارت‌های ارتباطی خود را گسترش دهید: در واقع خود باوری و اعتماد به نفس، ریشه در ارتباط با دیگران دارد. داشتن ارتباط اجتماعی، به افراد کمک می‌کند تا واقعیت‌هایی را درباره خود بدانند.

    12- در اجتماع بودن را تمرین کنید: به فعالیت‌هایی بپردازید که همواره در ارتباط با دیگران باشید مانند: ثبت نام در باشگاه و کلاس‌های ورزشی، انجمن‌های دانشجویی و شرکت در جلسات مذهبی. در این محیط‌ها همواره باید اجتماعی باشید و با مردم معاشرت کنید. پس از مدتی خواهید دید ارتباط با دیگران برایتان عادی و راحت می‌شود.

    13- از طرد شدن نهراسید: یکی از عامل‌های اصلی در اعتماد به نفس پایین، ترس از پذیرفته نشدن است. آنچه را که فکر می‌کنید درست است، انجام دهید. به یاد داشته باشید این انتظار اشتباهی است که بخواهیم همیشه مورد پذیرش و تایید دیگران باشیم.

    14- نگرش مثبت داشته باشید: اعتماد به نفس پایین و تردید هنگامی رخ می‌دهد که شما به عیوب و نقایص خود فکر می‌کنید. در عوض افکارتان را سراسر روی موضوعی که درباره آن در حال گفت‌و‌گو هستید، متمرکز کنید. در این وضعیت هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهید برد و هم طرف مقابل از توجه شما خرسند و مشعوف خواهد .

     

  • آیا می دانید چرا کودکانمان لجبازی میکنند؟

    آیا می دانید چرا کودکانمان لجبازی میکنند؟

    علل اصلی لجبازی درکودک:

    ? 1)عدم توجه کافی به کودک
    ?2) عدم هماهنگی تربیتی پدر و مادر مامان میگه این کار بده بابا میگه خوبه
    ?3) دلخوری کودک از والدین چون کودک منطق ندارد
    ? 4) تناقضات رفتاری والدین مثلا یه روز حالمان خوب است و با او بازی میکنیم و وقتی حالمون بد است حوصله بازی نداریم
    ? 5) مشکلات فیزیکی مثل گرسنگی،خستگی،خواب
    ?6) کودک دلش میخواهد که والدین با او بازی کنند ولی پدر و مادر یا وقت ندارند یا حوصله
    ? 7) توجه بیش از اندازه به کودک و دخالت در بازیها و کارهایش
    ?8) ناکامی اگر به کودک بگیم تو نمیتونی تو بلد نیستی کودک ناکام میشود
    ? 9)انتظار زیاد از فرزند داشتن مثلا اینکه توی مهمونی باید ساکت بشینی
    ? 10) خشم درونی کودک ناشی ازاضطراب و تنش ها
    ?11) الگوهای نامناسب مثلا پدر ومادری که زیاد با هم لجبازی میکنند لجبازی را در کودک خود تشدید میکنند
    لجبازی در کودکان وراهکارهایی برای کاهش آن

    روشهای مناسب برای کاهش لجبازی درکودک:

    ? 1) یه جاهایی بهش حق انتخاب بدهیم
    ?2) داشتن برنامه ریزی روزانه غذا خوردنش بازی کردنش و خوابیدنش
    ?3) خواسته موجه کودک را حتما پاسخگو باشیم یعنی به او یاد بدهیم که قصد ما لجبازی کردن نیست
    ?4) هماهنگ بودن پدر و مادر
    ?5) جایگزین کردن مثلا بگیم اگه جیغ نزنی میریم و اینکارو میکنیم
    ?6) جملات خبری باشه تا دستوری مثلا بگیم وقته ناهاره نگیم الان باید ناهار بخوری
    ?7) گوش دادن فعالانه موثرترین روش است باید با بچه ها همدلی کنیم مثلا جیغ زد بهش بگیم چی میخوای عزیزم گرسنه ای؟ خوابت میاد؟ میخوای بازی کنیم؟
    ? 8) با کودکان بالای 4 سال میتوان در مورد رفتارش صحبت کرد اول باید تذکر داد مثلا در جمع توی گوشش بگیم،در مرحله دوم تنبیه متناسب با عملش و حال و هوای کودک تنبیه کودک باید محروم کردن از چیز دلخواهش باشد

  • چه مردانی برای ازدواج مناسب نیستند

    چه مردانی برای ازدواج مناسب نیستند

    images

    همه ما به دنبال موفقیت در ازدواج هستیم پس بهتر است بدانید چه مردانی برای ازدواج مناسب نیستند.

    اخیراً «دکتر گینورد آدامز» سرپرست انیستیتو راهنمایی ازدواج در دانشگاه پنسیلوانیا، کتابی تحت عنوان «چگونه دوست خود را انتخاب می کنید» منتشر کرده و در آن راجع به ازدواج مطالب مهمی نوشته است. در این کتاب دکتر «آدامز» دخترانی را که قصد ازدواج دارند راهنمایی و ارشاد کرده و آنها را از ازدواج با «۸» نوع مرد که به عقیده ی او خطرناک هستند بر حذر داشته است:

    نوع اول: مرد خودخواه و متعصب افراطی

    این نوع مرد ممکن است برای زن چهار مشکل بزرگ ایجاد کند : اختلاف عقیده ی دایمی ، نزاع همیشگی ، عصبی بودن و سختی معاشرت!

    ??نوع دوم: مرد عصبی مزاج
    این نوع مرد ، در واقع یکی از انواع مردانی است که دکتر آدامز اصلاً سخن گفتن با آنها را نیز برای دختران خطرناک می داند. چنین مردانی که روحی عصبی دارند با همسر خود سر کوچک ترین مسأله نزاع و مشاجره ی سختی می کنند و یک زندگی شیرین و مفرح را به کام همسر بدبخت و بچه های بیگناه و حتی آشنایان دور و نزدیک تلخ می سازند!

    نوع سوم : شوهر سختگیر و بی گذشت در امور مالی
    شوهری که در امور مالی زن بسیار سختگیری میکند و سر سوزنی گذشت ندارد ، به درد زندگی نمی خورد. البته مقصود این نیست که باید زن بی اجازه ی شوهر هر چه میخواهد خرج کند ، بلکه دکتر آدامز معتقد است که بیشتر مشاجراتی که در خانه روی می دهد فقط بر سر پول است. حال آنکه در اصل نباید چنین باشد ، خیلی از زن و شوهرها چندان که به پول اهمیت می دهند، هرگز برای تربیت بچه ها ارزش قایل نیستند، البته زن و شوهر به واسطه ی پول مشاجره نمی کنند، بلکه در اکثر اوقات طریقه ی خرج کردن آن است که موجب سر و صدا و نزاع ایشان میگردد. پس زنی که به خوبی مدیریت خانه را انجام میدهد، پول را با حساب و کتاب و مناسب خرج میکند و یک شاهی را هم حرام نمی کند و باز مورد شماتت و سختگیری شوهر قرار می گیرد، حق دارد گلایه مند باشد.

    ??نوع چهارم : مردی که سریع و آسان دروغ می گوید!
    شوهرانی که برای پیشرفت مقاصد خود ، دروغ های کوچکی می گویند و یا گاه این کار را برای تمسخر همسر خود انجام میدهند. بالاخره یک روز کارشان به دادگاه خانواده می کشد. این گروه مردان همواره در دنیایی از وهم و خیال در پروازند و معمولاً فراموشکار هم میشوند و تمام دروغ هایی را که گفته اند از یاد می برند چون از قدیم گفته اند که «دروغگو همیشه فراموشکار است! »

    ??نوع پنجم : مردان فراری از میدان مبارزه!
    پنجمین گروه مردانی هستند که از موانع و مشکلات فراری هستند و به جای اینکه از مشکلات زندگی استقبال کرده و در رفع آن کوشا باشند ، فرار را بر قرار ترجیح میدهند. طبیعی است مردانی که حاضر نیستند به جنگ موانع و مسایل زندگی بروند و همواره میدان مبارزه را ترک می گویند، در زندگی زناشویی هم برای همسر خود تکیه گاه مناسبی نخواهند بود.

    ??نوع ششم : مردان نامنظم و بی ادب در نزاکت!
    ازدواج با مردان نامنظم و به دور از ادب و نزاکت نیز به صلاح نیست. بی نظمی خواه در تعیین وقت ، خواه در لباس و غذا و یا هر چیز دیگر، شما را از زندگی بیزار میکند.

    ??نوع هفتم : مردانی متعلق به خویشاوندان خود!
    شوهری که فقط به اقوام و خویشان خودش تعلق دارد نیز از جمله شوهرانی است که ابداً به درد شما نمی خورد. چون این گونه مردان اصلاً به شما متعلق نیستند و از آن دردانه های عزیز کرده ی پدر و مادر خود هستند که می خواهند همیشه کنار آنها باشند . پس چه وقت میتواند به شما رسیدگی کند، چه وقت فرصت حرف زدن با شما را دارد؟ سرپرست انیستیتو راهنمایی ازدواج اعتقاد دارد که زندگی با این نوع مردان، همواره اختلاف در منزل به وجود می آورد و حرفهای بی مورد و بی ارزش همیشه در منزل شما منعکس میشود که به دنبال خود دعوا مرافعه خوهد آورد.

    ??نوع هشتم : مردان راحت طلب!
    شوهر راحت طلب، از جمله خطرناکترین مردان جهان خلقت است . مردی که بی هدف و بیهوده پشت شیشه رستورانی نشسته، از پنجره بیرون را تماشا می کند و پک به سیگارش می زند و وقت کشی می کند، یا مردی که در خیابان بدون برنامه مشغول قدم زدن است و یا با اتوبوس به اول خط و آخر خط می رود و مردم را تماشا می کند و با آسودگی خاطر وقت خود را بی سبب تلف می کند، موجودی است که خوشبختی در کنار او امکان ندارد، بلکه اساساً زندگی با چنین مرد راحت طلب و بی درد و سهل گذرانی به…. هیچ وجه صلاح نیست….

    منبع :کتاب چگونه دوست خود را انتخاب می کنید(دکتر گینورد آدامز)download (1)

  • اسکیزوفرنی وعلایم بالینی

    اسکیزوفرنی وعلایم بالینی

    امروز مطلبی درمورد یکی از بیماریهای روانی که شاید نامش بیشتر به گوشتان رسیده اما در مورد آن اطلاع دقیقی نداشته باشید براتون میزارم .

    ?اسکیزوفرنی چیست؟

    این بیماری افکار و احساسات و رفتار شخص را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در انگلستان تعداد مبتلایان حدود یک درصد کل جمعیت است و معمولا بین سنین پانزده و سی و پنج علایم آن آشکار می‌شود. این اختلال به کمک دارو و روش‌های درمانی دیگر تا حدی قابل کنترل است.
    با شروع مصرف دارو بیمار تا حدی بر اختلالات فکر خود مسلط می‌شود اما بسیاری از مبتلایان تغییر ایجاد شده را بهبودی تلقی می‌کنند و از ادامه مصرف دارو خودداری می‌کنند. برخی نیز به دلیل عوارض جانبی مصرف دارو را متوقف می‌کنند. قطع دارو موجب می‌شود بیماری دوباره شدت یابد.

    علائم اسکیزوفرنی

    ?این اختلال چگونه زندگی شخص را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟

    بیمار بتدریج از دنیای واقعی فاصله می‌گیرد و به دنیایی مجازی قدم می‌گذارد که برای او واقعی می‌نماید. او چیزهایی می‌بیند و می‌شنود و حس می‌کند که تنها برای او واقعی هستند.
    در مغز او همان تحولاتی رخ می‌دهد که بطور طبیعی در مغز انسان سالم هنگام دیدن، شنیدن و یا لمس کردن اتفاق می‌افتد. تفاوت تنها در این است که آنچه که بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی می‌بیند یا می‌شنود وجود خارجی ندارد. به همین دلیل است که روانشناسان معتقدند که اینها زاییده تصورات شخص نیست بلکه نتیجه فعل و انفعالاتی است که در مغز و سیستم عصبی بیمار رخ می‌دهد و او را به این باور می‌رساند که اینها واقعی است.
    بیماری به همین جا ختم نمی‌شود. این اختلال بر افکار شخص هم تاثیر می‌گذارد و بیمار دچار هذیان فکری می‌شود؛ ممکن است فکر کند رییس جمهور، پیامبر یا مخترع است. بعضی از مبتلایان دچار پارانویا می‌شوند و شب و روزشان در وحشت سپری می‌شود. بعنوان مثال بیمار به این باور می‌رسد که عده‌ای ماموریت دارند به او صدمه بزنند و به همین دلیل دائم در تعقیب او هستند. در این بین بیمارانی هستند که فکر می‌کنند نهادهای مرموزی از طریق وسایل ارتباط جمعی یا رنگ اتومبیل‌های درحال عبور برای آنها پیام می‌فرستند. این حالت‌ها ممکن است باعث پرخاشگری و رفتارهای خشن در فرد بیمار شوند.

    ?تفاوت فعالیت مفز در افراد سالم و افراد مبتلا به اسکیزوفرنی

    مبتلایان به این بیماری ممکن است تمرکز خود را از دست بدهند و جملات خود را نیمه کاره رها کنند یا حتی در نیمه صحبت فراموش کنند که مشغول صحبت بوده‌اند و بطور ناگهانی عملی دیگر را شروع کنند یا سکوت کنند یا جملات بی‌سروته و به هم ریخته‌ای برزبان آورند که هیچ مفهومی ندارند.
    اسکیزوفرنی بر احساسات شخص نیز تاثیر می‌گذارد. بیمار ممکن است گوشه‌گیر شود و نشانه‌های افسردگی در او بروز کند. شخص نسبت به ظاهر خود بی‌توجه می‌شود و علاقه خود را به زندگی اجتماعی ازدست می‌دهد.

    ?علت این بیماری چیست؟
    دقیقا روشن نیست، ژنتیک و برهم خوردن تعادل هورمونهای عصبی در ایجاد بیماری نقش دارند. مصرف بعضی از مواد مخدر مانند ماری‌جوانا (بویژه در نوجوانی) می‌تواند احتمال بیماری را افزایش دهد.
    استرس شدید و طولانی، ضربه مغزی یا ضربات مکرر به سر شخص بخصوص در سنین پایین، مشکلات زایمان و اشکالات ساختار مغز همگی ممکن است زمینه را برای بروز بیماری مستعد کنند.

    اسکیزوفرنی درمان قطعی ندارد اما تا حدی قابل کنترل و درمان است. شناخت از این بیماری به اطرافیان کمک می‌کند تا وضعیت بیمار را بهتر درک کنند و یا همدلی و پشتیبانی به او کمک کنند.
    دارو دردرمان این بیماری نقش محوری دارد و روان درمانی بخصوص خانواده درمانی هم ممکن است به بیمار کمک کند تا درک بهتری از بیماری خود داشته باشد و با واقعیت در ارتباط نزدیکتری قرار بگیرد. فعالیت‌های هنری و ورزشی در کنار حمایت افراد خانواده و نزدیکان درمان بیمار را تسهیل می‌کند.

  • مشکلات روحی و روانی ناشی از تغییر فصل

    مشکلات روحی و روانی ناشی از تغییر فصل

    با آمدن فصل بهار چه مشکلات روحی ممکن است عود کنند

    و چه نوع اختلالات روحی و روانی تشدید شوند می خواهیم با انواع آسیب های روانی ناشی از تغییر فصل اشاره کنیم

    ?بهار مقصر است

    گاهی اوقات فصل بهار، موجب عود برخی بیماری ها مثل اختلالات خلقی فصلی می شود. به طور مثال افرادی که به اختلال دوقطبی مبتلا هستند در این فصل دچار عود حملات شیدایی می شوند. به همین دلیل این افراد باید کنترل بیشتری بر مصرف دارو داشته باشند.

    ?وقتی نظم خواب از دست می رود

    در ایام نوروز برنامه خواب افراد به هم می ریزد

    چون کار روزانه در روزهای اول وجود ندارد و لازم نیست در یک ساعت مشخص بخوابند و بیدار شوند.

    معمولا خانواده ها تا ساعت ها بعد از نیمه شب دور هم هستند و همین کار باعث کاهش خواب می شود.

    کمبود خواب برای افرادی که دچار اختلال دوقطبی هستند می تواند باعث شعله ور شدن بیماری شود.

    ?غفلت از بیماری

    بسیاری از افرادی که دچار اختلال روانی هستند در ایام عید آنقدر درگیر دید و بازدید و مسافرت می شوند

    که مصرف داروهایشان را فراموش می کنند

    و همین فراموشی می تواند مشکلات را افزون تر کند و وخیم شدن بیماری را دنبال داشته باشد. البته نوروز برای بیماران جنبه های مثبتی هم دارد

    چون با شادی همراه است و شادی هم سلامت روان را دنبال دارد…..index

  • چگونه افکاری سالم داشته باشیم؟

    چگونه افکاری سالم داشته باشیم؟

     

    یکی از راههای رسیدن به موفقیت داشتن افکار سالم است .دوست دارید ذهن خود را با چه نوع اطلاعاتی پرکنید؟ آیا تمام مدت خود را در حال خواندن صفحه حوادث روزنامه ها می بینید و ذهن خود را با اتفاقات وحشتناک و تاسف آور درگیر می کنید ویا شاید در بحث های دیگران شرکت می کنید و اغلب اوقات در می یابید که نظرتان با آنها موافق نیست!

    چگونه افکاری سالم داشته باشیمبهتر است بدانید شما به شدت تحت تاثیر افرادی قرار می گیرید که به صورت منظم در کنارتان هستند ؟ در حقیقت شما رفتار ها، عقاید، باورها و توده ای از اطلاعات دیگر که مغزتان به صورت ناخودگاه جذب می کند را کاملا دریافت می کنید.

    تاثیر اطرافیان بر روی افکار شما

    چنانچه دوست دارید تغییری در خود ایجاد کنید و یا یکی از رفتارها و فعالیت های روتین خود را بهبود بخشید یا از بین ببرید، به اطراف خود ، افرادی که در کنار شما هستند، محیط کارتان و آنچه می خوانید، نگاهی بی اندازید. همه این موارد تاثیر بسزایی بر آنچه شما وارد ذهن خود می کنید خواهند داشت و نیز چگونگی زندگی کردنتان را هم تحت تاثیر قرار می دهند.

    مدیتیشن

    راههایی برای سالم نگهداشتن ذهن و افکار

    سالم سازی ذهن با مدیتیشن :

    درست است که همه ما در مورد اثرات عمیقی که مدیتیشن بر ذهن ما می گذارد خوانده ایم. اما چند نفر واقعا روزانه به صورت منظم این کار را انجام می دهند؟

    زمانی که مدیتیشن انجام می دهید در حقیقت به ذهنتان زمان می دهید تا خود را پاک کند و برای ورود تمام اطلاعات جدیدی که روز بعد و یا طی روزهای آینده به دست خواهد آمد حاضر شود.

    تاثیر رسانه برروی ذهن:

    رسانه ها درست به همان اندازه که برای فهمیدن آنچه در دنیا در حال اتفاق افتادن است مهم هستند، می توانند دارای اثرات منفی نیز باشند.

    نگران بودن و مضطرب بودن برای اتفاقاتی که خارج از کنترل شما هستند هیچ سودی ندارد و تنها وقت و انرژی شما را هدر می دهد.

     

  • افزایش روحیه بیماران سرطانی

    افزایش روحیه بیماران سرطانی

     افرادی که دچار سرطان و یا بیماریهای سخت میشوند از بسیار مهم است که از لحاظ روحی تقویت شوند.و اگر شما یا عزیزانتان به این بیماری مبتلا هستند بخاطر داشته باشید زندگی با یک بیماری دشوار مانند سرطان، کار آسانی نیست، سعی کنید توصیه های زیر را به کار ببرید.

    افزایش روحیه بیماران سرطانیتوصیه هایی برای تقویت روحیه بیماران سرطانی

    1. سعی کنید روحیه ای مبارزه جویانه داشته باشید نیازی نیست که همیشه خود را شاد نشان دهید، این بسیار خوب است که احساساتتان را با دیگران نیز درمیان گذارید.
    2. افزایش و تقویت روحیه بیمارانبه دنبال دریافت حمایت از طرف خانواده و دوستانتان باشید مثل اعضای تیم مراقبتی تان.
    3. خودتان نیز درباره بیماری تان بیاموزید و سوال بپرسید به صورت فعال برای درمانتان مشارکت کنید و برای بهبود خود بکوشید
    4. تغییرات مثبتی در سبک زندگی خود ایجاد کنید که به بهبود نتایج درمانتان کمک کند.مثل تصمیم برای ترک کردن سیگار، بهبود رژیم غذایی و انجام ورزش به صورت منظم باشد.
    5. هر روز موضوعی را برای شاد بودن و خندیدن پیدا کنید. به یاد داشته باشید، داشتن روحیه خوب برای سلامت روح و بدن مفید است.پس راههای افزایش روحیه خود را پیدا کنید.
    6. شرکت کردن در یک گروه حمایتی می تواند به شما کمک کند تا نکاتی را نیز از دیگران بیاموزید همواره به اینکه چه احساسی دارید توجه داشته باشید.
    7. همواره برای استراحت، غذاخوردن و مراقب از خودتان مقداری زمان اختصاص دهید.
    8. تلاش کنید، با کمک مددکار اجتماعی مرکز سرطانی که به آن مراجعه می کنید؛ راهی برای بیان احساسات خود بیابید . 

    منبع:انجمن بیماریهای خاص

    ویرایش و گردآوری: سلامت وب

  • درمان افسردگی با اسفناج

    درمان افسردگی با اسفناج

    خدا بیماری افسردگی را نصیب هیچ انسانی نکند زیرا بیماری افسردگی انسان را دچار احساس تنهایی، انزوا و عدم توافق و تفاهم می کند و شما نیز از این که نمی توانید به دوست داشتنی ترین فرد زندگی تان کمک کنید رنج می برید.

     بیماری افسردگی حتی بین مردم به عنوان بیماری شناخته نمی شود. به همین علت در بسیاری از موارد  حتی مراجعه به پزشک و مداوا شدن نیز ضروری به نظر نمی رسد و این وبای قرن یعنی افسردگی تا زمانی که انسان وجود دارد نیز ادامه خواهد داشت. داستایوسکی نویسنده بزرگ و صاحب کتاب رمان “جنایت و مکافات”، گوگل نویسنده مشهور کتاب “قفس های مرده”، رمان نویس فرانسوی به اسم گوی دی مائوپاسانت و مشاهیر زیاد دیگری سالیان سال از مشکل افسردگی رنج می بردند. افسردگی هنوز هم یکی از موضوعاتی است که بر روی دلایل بروز آن تحقیق می شود و موضوع بررسی دانشمندان است.

    درمان افسردگی با اسفناج

    شرایط امروزی، شرایط اقتصادی و اجتماعی، تاثیرات ژنتیکی، هورمون ها، تغذیه نا درست، سال های کودکی همراه با خاطرات بد، استرس زیاد محیط کاری، همه از موارد موثر برونی و درونی بروز افسردگی می باشند. افسردگی بیماری است که حتما باید معالجه شود. در غیر این صورت بیماری است که ما را از زندگی اجتماعی در محل کار، مدرسه، خانواده و از من وافعی مان دور می کند و ما را تبدیل به شخصی غیر مفید می کند. به همین علت در درمان آن به هیچ وجه اهمال نکنید.

    درمان گیاهی ضد افسردگی

    در نتیجه تحقیقاتی که بر روی گیاهان انجام شده است، مشخص شده که گیاه پایه که بتواند علیه افسرگی موثر باشد همان اسفناج است. اسفناج حاوی حد اقل ده ماده موثر ضد افسردگی است. ماده اسپیناستین ماده ای ویژه اسفناج بوده و ماده کلیدی محسوب می شود. در طبیعت فقط در چند گیاه محدود ماده اسپیناستین و کالسکوسترین هم زمان یک جا یافت می شود و یکی از آن ها اسفناج است که این امر مهمترین تمایز اسفناج در مفید بودن برای رفع افسردگی محسوب می شود.

    اسفناج در فصل هایی از سال پرورش می یابد که در آن ها تابش نور خورشید کم است، دارای مقادیر زیادی نیترات خواهد بود. اگر می خواهید نیترات موجود در اسفناج را حد اقل 70% کاهش دهید حد اکثر یک دقیقه اسفناج را داخل آب در حال جوش بپزید و سپس در زیر آب سرد مدت زمان کوتاهی شوک دهید. به این طریق از نیترات زیاد موجود در داخل اسفناج دوری خواهید کرد. فراموش نکنیم که در حین پخت برخی مواد مفید موجود در نیترات نیز به همراه نیترات وارد آب خواهد شد

  • آمادگی برای مادر شدن

    آمادگی برای مادر شدن

    سه ماهه اول

    بلاتکلیفی

    در هفته های اول٬ زن از بارداری خود مطمئن نیست و به دنبال نشانه ای از تغییرات بارداری در بدن خود است. واکنش زنان به این وضعیت متفاوت است.

    تردید و دودلی

    تقریبا تمامی زنان هنگامی که از بارداری خود مطمئن می شوند دچار تردید می گردند. برخی از آن ها زمان بارداری را مناسب نمی دانند٬ برخی فکر می کنند که آمادگی ندارند و یا نگران تغییراتی هستند که ممکن است در روابط آن ها با همسر و فرزندانشان پیش آید.

    توجه به خود

    در سه ماهه اول توجه زن بیشتر به خودش است. واکنش زن باردار نشان می دهد که در بدن تغییری اتفاق افتاده ولی وجود جنین هنوز نا معلوم است. زن باردار می گوید من باردارم به جای این که بگوید من بچه دار می شوم. تغییرات جسمی و هورمونی ممکن است سبب ایجاد تغییر خلق و خو٬ بی ثباتی احساسات و هیجانات گذرا شود. عصبانیت٬ خواب آلودگی یا خستگی شدید نمونه ای از این تغییرات هستند. ممکن است زن باردار بدون تغییرات گریه کند و تحریک پذیر شود. این تغییرات موجب سردرگمی همسر می شود.

    آمادگی برای مادر شدن

    سه ماهه دوم

    تغییرات جسمی

    تغییراتی مانند بزرگ شدن سینه ها و رحم٬ افزایش وزن و از همه مهمتر حرکت جنین به وجود جنین واقعیت می بخشد. زن باردار جنین را بصورت موجودی جدا ولی وابسته به خود احساس می کند.ممکن است زن باردار بگوید من بچه دار می شوم.

    توجه به جنین

    در این زمان٬ زن باردار حال عمومی بهتری دارد و به جنین بیشتر توجه می کند. مایل است درباره تغذیه و نحوه رشد و نمو جنین بداند

    خود شیفتگی و درون گرایی

    زن باردار به توان مندی خود در محافظت از جنین بسیار علاقه مند است که گاهی به صورت خود شیفتگی بروز می کند. به خوراک و پوشاکش بیش تر از گذشته اهمیت می دهد. برخی از زنان باردار شاغل ممکن است نسبت به شغل خود یا وقایع روزمره بی علاقه شوند.

    سه ماهه سوم

    آسیب پذیری

    زن باردار در این زمان و مشخصا در ماه هفتم٬ احساس می کند آسیب پذیر است و ممکن است به بچه آسیب برسد یا از بین برود. به همین دلیل از حظور در محیط های شلوغ خودداری می کند.

    افزایش وابستگی

    اغلب در هفته های آخر بارداری ٬ به همسر و خانواده وابستگی بیشتری احساس می کند. ممکن است مرتبا با محل کار همسر خود تماس بگیرد تا از در دسترس بودن وی اطمینان حاصل کند. زن باردار خود را برای زایمان و مادر شدن آماده می کند و به محبت و توجه همسر خود بیشتر نیاز دارد. از خصوصیات بچه خود صحبت می کند و می گوید من دارم مادر می شوم.

    نگرانی

    معمولا او نگران است که اگر درد زایمان شروع شود٬ چه باید بکند. برای کاهش نگرانی بهتر است زن باردار در مورد همراه خود هنگام زایمان یا فردی که در صورت نیاز باید ار فرزند دیگرش نگهداری کند و مسایل دیگر برنامه ریزی کند.

    زوجین باید بدانند که این واکنش های روانی طبیعی هستند و به تدریج بر طرف می شوند. همچنین ممکن است این تغییرات در بارداری اول و بارداری های بعدی متفاوت باشد.

  • آمادگی برای پدر شدن

    آمادگی برای پدر شدن

    پذیرش نقش پدر

    رفتار پدر در دوران بارداری همسرش تحت تاثیر باور های فرهنگی ٬ اعتقادات و احساسات اوست. خاطرات هر مرد از پدرش و تجربیات دوران کودکی اش و ادراک وی از پدر بودن به او در انتخاب وظایف و مسئولیت هایش کمک می کند. مردی که به بچه و پرورش کودک علاقه مند باشد٬ در مورد نقش پدر بودنش هیجان زده و شادمان است و با همسرش مشارکت می کند.. گاهی ممکن است مرد احساس تنهایی کند و به سرگرم کردن خود با کار و گذراندن زمان بیشتری در خارج از خانه علاقه مند شود. به هر حال به نظر مردان٬ زمان بارداری بهترین موقع آمادگی برای پذیرش نقش پدری و قبول نقش مادری همسرش باشد.

    ارتباط با جنین

    ارتباط پدر با جنین به همان قوت ارتباط مادر با جنین است.ارتباط پدر ممکن است به صورت بوسیدن٬ یا لمس کردن شکم زن باردار ٬ اشتیاق برای شنیدن صدای قلب جنین٬ حرف زدن با جنین و یا لمس حرکت او باشد. ایجاد ارتباط پدر با جنین نیز مشابه زن باردار در سه مرحله ظاهر می شود. در مرحله اول٬ که از چند ساعت تا چند هفته طول می کشد قبول بارداری است. مرد ها نسبت به بارداری در صورت خواسته یا نا خواسته بودن آن٬ با خوشحالی و یا با حالت تردید واکنش نشان میدهند. در مرحله دوم مرد با این واقعیت که همسرش باردار است سازگار می شود. مرحله سوم که در هفته های آخر بارداری شروع می شود با همسرش درباره نقش خودش در زایمان و آمادگی برای پدر شدن صحبت می کند. برخی مردان نیاز به زمان بیشتری برای سازگاری با وضعیت بارداری و پدر شدن دارند.

    آمادگی برای زایمان

    بسیاری از زوجین در هفته های آخر بارداری هیجان زده و بی صبر می شوند که این حالت عادی است. بزرگترین نگرانی پدر این است که همسرش را به موقع به محل مناسب زایمان نرساند و نسبت به این زمان حساس غفلت کند. خیلی از مردان مایلند که بتوانند زمان زایمان و زمان مراجعه به بیمارستان را تشخیص دهند. مردی که از قبل برای زایمان آمادگی نداشته باشد ٬ ترس و هیجان خود را به همسرش منتقل می نماید. آگاهی پدر و در صورت امکان حضور او در کلاس آمادگی پیش از زایمان کمک می کند تا برای بسیاری از سوالات و نگرانی های خود پاسخ مناسب دریافت نماید و بتواند همکاری موثری با همسر خود داشته باشد.

    آمادگی برای پدر شدن

    توصیه به پدر ها

    • از تغییرات جسمی و روحی همسرشان آگاه باشند
    • درباره روند بارداری٬ زایمان و بعد از زایمان مطالعه کنند
    • فشارهای عصبی و نگرانی همسرشان را کاهش دهند
    • در کارهای منزل به همسرشان کمک کنند
    • شرایطی را فراهم کنند که همسرشان بیشتر استراحت کند. زن باردار باید توان خود را برای نگهداری نوزاد آینده و سلامت خود حفظ کند.
    • سیگار نکشند٬ دود سیگار برای سلامت جنین مضر است
    • در صورت امکان در کلاس های آمادگی پیش از زایمان به اتفاق همسرشان شرکت کنند
    • برای زمان زایمان از قبل آمادگی داشته باشند
  • کنترل خشم و عصبانیت

    کنترل خشم و عصبانیت

    خشم وعصبانیت بیشتر از آنچه که به اطرافیان شخص صدمه بزند به خود شخص آسیب وارد میکند.
    کنترل خشم و عصبانیت کاری بسیار مشکل میباشد گفتگوی ایسنا با یک روانشناس را در این زمینه میخوانیم .

    عسگری عضو هیئت علمی دانشگاه رازی با بیان اینکه عصبانیت زودگذر است، به افراد توصیه کرد تا در هنگام عصبانیت از حرف زدن با اطرافیان خودداری کرده و چند لحظه سکوت کنند.

    به ارائه تعریفی از خشم پرداخت و اظهار کرد: خشم در واقع هیجان و واکنش سریع و ناگهانی نسبت به ناکامی‌ها و مشکلات روزمره زندگی است.

    همچنین این روانشناس مهمترین علل بروز خشم در افراد را آشفتگی ذهنی دانست و با تاکید بر اینکه این عامل بروز خشم را سرعت می‌بخشد، گفت: خشم درجات مختلفی دارد و هر یک از عوامل بروز آن به نوعی در نوع خشم مؤثر است.مشکلات اقتصادی و اجتماعی خانواده، نبود عوامل تربیتی مناسب و مسائل مربوط به روح و روان و… باعث بروز درجات مختلفی از خشم می‌شود، گفت: روش‌های تربیتی درست، رسانه‌ها و آموزش مهارت‌های اجتماعی می‌تواند راهکاری برای کنترل خشم در افراد باشد.

    عصبانیت و خشم زمانی بروز می‌کند که فرد توان و مهارت برقراری ارتباط را نداشته و نمی‌تواند شرایط را به‌درستی تجزیه و تحلیل کند و در مقابل این ناکامی پاسخی به شکل خشم از خود نشان می‌دهد.
    همچنین ایشان با اشاره به زودگذر بودن عصبانیت در افراد، افزود: هنگام عصبانیت، فرد به صورت لحظه‌ای تصمیم‌گیری می‌کند و خشمگین می‌شود و از توان خودکنترلی بالایی در این دوران برخوردار نیست و لذا توصیه می‌شود در چنین مواردی فرد از حرف زدن با اطرافیان و یا تصمیم گیری خودداری کرده و چند لحظه سکوت کند.

    کنترل خشم و عصبانیت

    این روانشناس افزود: اطرافیان فرد خشمگین به‌جای بیشتر عصبانی کردن او با تذکر دادن عصبانیت و خشمگینی، می‌توانند فرد عصبانی را به آرامش دعوت کرده و از دامن زدن به ماجرا خودداری کنند.

  • تغییر همسر پس از ازدواج

    آیا از بعضی از ویژگیها و خصوصیات اخلاقی نامزدتان  ناراحت هستید و به امید تغییر آن پس از ازدواج هستید .بعد از ازدواج تا کجا دست‌تان برای تغییر کردن و تغییر دادن شریک زندگی‌تان باز است یا اینکه از لحظه خشک شدن امضای‌تان در سند ازدواج، موظف به ایجاد چه تغییرهایی در رفتار و سبک زندگی‌تان هستید؟

    آیا تغییر دادن همسر امکان پذیر است؟

    روانشناس‌ها می‌گویند نمی‌شود از هیچ زن و مردی، انتظار ساکن بودن و تغییر نکردن را داشت، اما از نظر آنها بعضی تغییرات اگر اتفاق نیفتند پایه‌های زندگی را می‌لرزانند و بعضی دیگر ناگزیر به رخ دادن هستند. ما به شما خواهیم گفت که کجا باید تغییر کنید و کجا باید خودتان بمانید.

    *نباید*از او مرد دیگری بسازید

    اگر می‌خواهید زندگی‌تان دوام داشته باشد و تغییرات به رابطه شما آسیبی نزند، باید خیال تغییر در مورد اصل‌های اساسی که به‌خاطرشان یکدیگر را انتخاب کرده‌اید را از سرتان بیرون کنید. اگر به‌خاطر پر تلاش بودن و اجتماعی بودن‌تان انتخاب شده باشید، احتمالا خانه‌نشینی و گوشه‌گیر شدن‌تان می‌تواند به رابطه شما آسیب بزند. اما تنها تغییر کردن‌های شما نیست که می‌تواند گاهی خطرساز باشد. تلاش شما برای تغییر دادن شریک زندگی‌تان هم گاهی می‌تواند زندگی تان را به خطر بیندازد.
    تصور نکنید مردی که برای زندگی مشترک انتخاب می‌کنید، مثل مومی در دستان شماست و می‌توانید با خیال راحت بعد از ازدواج از او فرد دیگری بسازید. شما با همان مردی زندگی خواهید کرد که حالا در مقابل‌تان است. پس اگر به انگیزه تغییر دادنش بله را گفته‌اید، برای‌تان متاسفیم.

    *نباید*کسانی که خوش‌تان نمی‌آید را خط بزنید

    از آدم‌های گوشه‌گیر خوش‌تان نمی‌آید و دوست دارید با آدم‌های اجتماعی و شاد رفت و آمد کنید؟ میانه‌ای با آدم‌های حساس ندارید و از کسانی که گله می‌کنند فاصله می‌گیرید؟ برای‌تان خبر خوبی نداریم! شما بعد از امضا کردن قرارداد ازدواج‌تان، چاره‌ای جز ساختن یا حتی رک‌تر بگوییم، تحمل این آدم‌ها نخواهید داشت. تا قبل از ازدواج، می‌توانید گروه دوستانتان را با آزادی بیشتری انتخاب کنید و با هر که نمی‌خواهید، قطع ارتباط کنید اما با شروع یک زندگی مشترک، دیگر نظر شما در مورد یک فرد، تنها عامل تعیین‌کننده نخواهد بود. شما وارد یک خانواده تازه می‌شوید و با دوستان و وابستگان همسرتان آشنا می‌شوید.

    افرادی که شاید همه‌شان را دوست نداشته باشید و از بودن در کنار تک تک‌شان لذت نبرید. اگر خواهر شوهری گوشه‌گیر و افسرده دارید، مجبورید به‌خاطر همسرتان گاهی با او هم وقت بگذرانید و نمی‌توانید ارتباط‌تان را با مادر شوهرتان به‌خاطر اینکه گاهی حساسیت به خرج می‌دهد و گله می‌کند، قطع کنید. تنها کاری که می‌توانید بکنید، این است که به آدم‌ها خود واقعی‌تان را نشان دهید و برای پذیرش این خود به آنها کمک کنید و البته حد تعادل را در رابطه‌تان رعایت کنید و به کسانی که آرامش بیشتری به شما می‌دهند نزدیک‌تر شوید و با آنهایی که ممکن است به شما یا زندگی‌تان آسیب بزنند، با احتیاط بیشتری مراوده داشته باشید. مطمئن باشید زمان خیلی چیزها را بهتر می‌کند اما رفتار صفر و صدی در رابطه با آدم‌های زندگی همسرتان تنها به زندگی مشترک شما آسیب می‌زند.

    *نباید*مثل قبل وقت بگذرانید

    شما هر پنجشنبه تنیس تمرین می‌کردید و هر جمعه با دوستان‌تان به استخر می‌رفتید؟ نمی‌خواهیم بگوییم بعد از ازدواج باید همه این تفریح‌ها و برنامه‌ها را لغو کنید اما باید شرایط زندگی‌تان را هم کمی در نظر بگیرید. اگر تمام هفته تا ساعت 7 شب مشغول کار هستید، نمی‌توانید تنها روزی که فرصت وقت‌گذرانی با همسرتان را دارید به استخر، تنیس و کلاس زبان اختصاص دهید. اگر می‌خواهید به همه برنامه‌های شخصی‌تان برسید، باید کمی به خودتان سختی بدهید و آنها را در روزهای مختلف هفته جا دهید.

    از طرف دیگر باید همسری انتخاب کنید که او هم اهل چنین برنامه‌هایی برای خودش باشد و در فرصتی که شما مشغول والیبال کردن با دوستان‌تان هستید، او هم تنها نماند و با رفقایش فیلم ببیند و گپ بزند. اما اگر چنین شرایطی ندارید، همسرتان را به گوشه‌گیر بودن و خلل وارد کردن در برنامه‌های‌تان متهم نکنید. این خود شما بودید که چنین فردی را انتخاب کردید و حالا مجبورید به‌خاطر کنار آمدن با او از برخی دلخوشی‌های‌تان بگذرید.

    *نباید*مثل قبل دست به جیب باشید

    تغییراتی که باید بعد از ازدواج در زندگی‌تان اعمال کنید، تنها به شیوه انتخاب دوستان و معاشرت‌های‌تان محدود نمی‌شود. شاید شما پیش از ازدواج زندگی مرفهی داشته‌اید یا اینکه لااقل، بدون فکر کردن به خیلی چیزها پول‌های‌تان را خرج می‌کردید، اما بعد از شروع زندگی مشترک اوضاع‌تان فرق خواهد کرد. باید بپذیرید که اعمال تغییر در برنامه‌ریزی‌های اقتصادی، اصلی است که بعد از ازدواج حتما باید آن را رعایت کنید.

    اگر پذیرفته‌اید که چالش‌های زندگی را در کنار همسرتان تحمل کنید، نمی‌توانید سهم‌تان را در تحمل چالش‌های مالی نادیده بگیرید. ممکن است با همسرتان در مورد درآمدهای مشترک و شیوه هزینه کردن‌شان توافق‌هایی کرده باشید اما بعید است که با شرایط امروزی جامعه، در توافق شما صددرصد بار اقتصادی زندگی برعهده همسرتان باشد و شما تنها مصرف کننده‌ای باشید که بدون توجه به داشته‌های او دوست دارید مانند قبل زندگی کنید.

    حتی اگر پولی از جیب شما کمک خرج خانه مشترک‌تان نشود، ممکن است مجبور شوید گاهی خواسته‌های‌تان را تعدیل کنید و تا فراهم شدن شرایط، انتظار رسیدن به آنها را بکشید. یک زندگی جدید، به نوع تازه‌ای از مسوولیت‌پذیری نیاز دارد و اگر احساس می‌کنید برای پذیرش چنین مسوولیت‌هایی آماده نیستید یا آن را وظیفه دیگری می‌دانید، حالا حالا‌ها برای ازدواج برنامه‌ریزی نکنید. اما دست  روی دست نگذارید روی خودتان کار کنید و از تجربه افراد موفق استفاده کنید.

    *نباید*به تنهایی قانون وضع کنید

    نمی‌خواهید هیچ وقت بچه‌دار شوید و میانه‌ای با بچه‌ها ندارید؟ حتما می‌دانید که نباید چنین موضوعی را بعد از ازدواج طرح کنید. اگر چنین عقاید سفت و سختی در مورد موضوعات مختلفی که بعد از ازدواج ضرورت‌شان احساس می‌شود دارید، حتما باید قبل از شروع زندگی مشترک و در دوران نامزدی در موردشان با همسر آینده‌تان صحبت کنید. اگر سر سری و کوتاه توضیح دهید، ممکن است او امیدوارانه به فکر تغییر دادن نظر شما بیفتد، پس با شفافیت و قاطع مواضع‌تان را برایش روشن کنید. هرگز تصور نکنید شما تنها تصمیم‌گیرنده زندگی هستید و می‌توانید به تنهایی برای زندگی مشترک‌تان قانون وضع کنید. درست از لحظه‌ای که حلقه ازدواج را به دست می‌کنید، باید از موضوعات اقتصادی گرفته، تا محل زندگی و زمان صاحب فرزند شدن، در مورد همه با همسرتان صحبت کنید و بعد از رسیدن به دیدگاهی مشترک تصمیم بگیرید.
    *نباید*هر وقت دل‌تان خواست تلویزیون را خاموش کنید

    شما اهل سر و صدا نیستید و میانه‌ای با تلویزیون ندارید یا اینکه طرفدار برنامه‌های شاد هستید و از اخبار شنیدن خوش‌تان نمی‌آید؟ حتی اگر چنین باشد، بعد از ازدواج مجبور به تحمل صدای تلویزیون یا گوش دادن به اخبار خواهید بود. نباید فراموش کنید که شما تنها ساکن خانه‌تان نیستید و تنها کسی نیستید که در مورد تماشای برنامه‌ها تصمیم می‌گیرد. حتی اگر از فوتبال دیدن بیزار باشید، حق ندارید مانع تماشای رقابت حساسی شوید که همسرتان مدت‌ها برای دیدنش برنامه‌ریزی کرده است.

    اگر کمی صبور باشید و خیلی سخت نگیرید، بعد از مدتی علایق هر دوی شما شبیه هم خواهد شد و جز در مواردی بر سر دیدن برنامه‌ها اختلاف نظر نخواهید داشت اما اگر بخواهید حرف حرف شما باشد و کار خودتان را بکنید، چنین اشتراکی هیچ وقت حاصل نمی‌شود.

    شاید به نظرتان تا این اندازه مهم و تاثیر گذار نباشد اما باور کنید اگر بعد از ازدواج به این دسته از علایق ظاهرا کوچک همسرتان‌اهمیت ندهید، انگار به هیچ یک از خواسته‌های بزرگش توجهی نکرده‌اید. پس هوشیار و مراقب باشید تا به خاطر نادیده‌ گرفتن یک موضوع به این سادگی  زندگی و رابطه‌تان را دستخوش بحران قرار ندهید.

  • چند روش کاهش سریع استرس

    چند روش کاهش سریع استرس

    سلامت وب : در شرایط استرس میتوانید از هر یک از تمرینات زیرجهت کاهش سریع استرس کمک بگیرید. همچنین میتوانید بصورت دسته جمعی این تمرینات را انجام دهید

    راههای کاهش استرساین تمرینات شرایط استرس زا را تغییر نمی دهند بلکه شما را قادر به تغییر واکنش های خودتان در این شرایط می سازند.

    تکنیک 1: شوخی و خوشی

    شوخی یکی از سریع ترین ابزار های کاهش استرس است. شوخی و مزاح از طریق خنداندن موجب ترشح مواد شیمیایی مفید در مغز می شود. همچنین شوخی موجب می شود مغز شما به طریقی متفاوت عمل کند.

    تکنیک 2: قدم زدن چابک و با خود حرف زدن

    برای قدم زدن سریع و چابک از منزل خارج شوید، محیط خود را تغییر دهید. در هوای آزاد تنفس کنید و خود را در جوی بزرگتر قرار دهید. در این جو بزرگ تنفس کنید و قدم بزنید و با خودتان با صداری بلند صحبت کنید.

    تکنیک 3: آب بدن را تأمین کنید

    یک لیوان بزرگ یا یک بطری آب بنوشید. می دانید چرا؟ بسیاری از ما آب کافی مصرف نمی کنیم. منظور همان آب ساده است، نه چای، نه قهوه، نه نوشابه، رد بول یا آب میوه.

    تکنیک 4: خوابیدن و چرت زدن

    چرت کوتاهی بزنید این طبیعی ترین راه شارژ کردن بدن است. در بسیاری از کشور های مدیترانه ای و آسیا خواب نیمروزی بسیار معقول و دل چسب است. مردم کشور های مدیترانه ای و آمریکای مرکزی در جریان کار روزانه،  خواب نیمروزی را از یاد نمی بروند. به همین دلیل است که عمر طولانی تری دارند و میزان بیماری های قلبی در این کشور ها کمتر است

    تکنیک 5: یک استکان چای

    هر نوع چای مناسب است اما یک فنجان چای معطر بهتر است. مواد طبیعی مختلف را برای عطر دادن به چای تجربه کنید.

    تکنیک 6: گریه کنید

    در مورد گریه کردن و اشک بسیار کم می دانیم. اما همه اثر گریه کردن و اشک ریختن را در کاهش سطح استرس تجربه کرده اند.

  • عوامل هورمونی کمک کننده به ایجاد استرس

    عوامل هورمونی کمک کننده به ایجاد استرس

    عوامل ایجاد کننده استرس چیست؟

    سلامت وب : همه ما با استرس آشنا هستیم. استرس واکنشی طبیعی است که ما هر روز تجربه می کنیم. سطح معینی از استرس نه تنها برای فعالیت بلکه برای انگیزش ما در جهت بهره وری از توانایی هایمان ضروری است. استرس بیش از حد می تواند برای سلامت زیان آور باشد. اولین گام در اداره کردن استرس این است که بدانیم که چه وقت استرس به حد غیر مجاز رسیده است. در ادامه عوامل هورمونی کمک کننده به ایجاد استرس را بیان می کنیم.

    • بلوغ: تغییرات وسیع هورمونی در دوران بلوغ عوامل جدی استرس هستند. در دوران بلوغ شکل بدن تغییر می کند،  اندام های جنسی فعالیت خود را آغاز می کنند و هورمون های زیاد در مقادیر وسیع ترشح می شوند. تا آنجا که میدانیم بلوغ با استرس فراوان همراه است.
    • سندروم پیش از قاعدگی: هنگامیکه زنان دوران بلوغ را سپری می کنند بدن آنها در حضور هورمون های زنانه بهترین عملکرد را دارد. هر ماه یکبار درست پیش از خونریزی ماهیانه، سطح هورمون ها به طرز قابل ملاحظه کاهش می یابد. در نزد بسیاری از زنان این سقوط ناگهانی هورمون ها برای ایجاد استرس فوری و البته گذرا کافی است. این استرس گذرا به نام سندروم پیش از قاعدگی شناخته شده است.
    • دوران پس از زایمان: پس از دوران بارداری و انجام زایمان، سطح هورمون ها ناگهان تغییر می کند. پس از یک زایمان طبیعی یا سقط جنین ممکن است برخی از زن ها به دلیل فقدان هورمون های دوران بارداری دچار حالت استرس بیش از حد شوند.
    • یائسگی: در زندگی زنان دورانی فرا می رسد که هورمون های زنانه ناگهان به سطح صفر می رسد، این دوران یائسگی است. کاهش سریع هورمون ها در یائسگی آرام و تدریجی است. با این وجود این کاهش استرس زیادی ایجاد می کند. و آنها را به استرس بیش از حد دچار می کند.

  • ترس از تنهایی و مجردی

    ترس از تنهایی و مجردی

    ناامیدی یکی از پیامدهای تجرد طولانی مدت است که هم در زنان هرگز ازدواج نکرده و هم در زنان مطلقه دیده می‌شود و این روزها شاهد این واقعیت هستیم که بسیاری از دخترانی که قصد یا فرصت مناسب ازدواج را ندارند، به دنبال راهی برای مهاجرت می‌گردند.
    تحمل مجردی برای آقایان آسان تر است
    بر اساس آخرین آمار یازده میلیون و دویست هزار نفر در ایران در سن ازدواج قرار دارند ، اما مجردند. این ارقام درحالی اعلام می‌شود که مسئولان از رشد 3.4 درصدی طلاق در سال 92 و ورود اعضای دیگری به جمع مجردان خبر می‌دهند. موضوع را با دکتر بهنام اوحدی، روانشناس و سکسولوژیست درمیان می‌گذاریم. او معتقد است 20 میلیون دختر جوان ایرانی نیازمند ازدواج هستند اما 7 میلیون آنها هرگز شریک ایده‌آل‌شان را پیدا نمی‌کنند. از  نظر اوحدی مجردها در حالی شمع‌های بالاتر رفتن سن‌شان را فوت می‌کنند که ترس از نداشتن همراهی برای سال‌های پایانی جوانی و نداشتن مراقبی برای گذراندن روزهای پیری رهای‌شان نمی‌کند.

    بحران مجردی در30 سالگی

    در سال‌های منتهی به 30 سالگی نشانه‌های اختلال سازگاری در خانم‌های ایرانی پیدا می‌شود. این زنان نه‌تنها به خاطر تمایل خود به ازدواج بلکه به‌خاطر فشارهای آشکار یا ناآشکار خانواده، دوستان و جامعه دچار آسیب‌هایی می‌شوند و به مرور علائم افسردگی و اضطراب را بروز می‌دهند. این نشانه‌ها معمولا به شکل ترس از آینده و نگرانی در برابر آینده، مشکلات خواب یا ارزیابی بدبینانه نسبت به دور نمای زندگی دیده می‌شود.بحران‌های ناشی از تجرد طولانی مدت، تنها محدود به کشور ما نمی‌شود و در همه جوامع به اندازه‌های متفاوتی دیده می‌شود اما به‌خاطر ساختار جامعه ما، این مشکلات با شدت بیشتری بروز پیدا می‌کند. شاید در کشورهای پیشرفته، سن شروع اضطراب‌ها و بحران‌های ناشی از تجرد حدود 32 سالگی باشد اما در ایران به‌خاطر فشارهای خانواده و اجتماع از 28 سالگی بسیاری از زنان مجرد وارد مرحله بحران می‌شوند.

    سازگاری زنان مطلقه با تنهایی 

    در کشور ما تحمل تجرد برای زنانی که مطلقه هستند آسان‌تر است، چون فانتزی‌ها و آرزوها و رؤیاهای رنگارنگ و خیال‌پردازانه‌ای که دختران هرگز ازدواج نکرده در مورد ازدواج دارند، در ذهن آنها جایی ندارد. این زنان به‌خاطر تجربه‌ای که داشته‌اند، با واقعیت زندگی آشناترند و آسان‌تر می‌توانند تنهایی را تحمل کنند. زنان مطلقه می‌دانند که ازدواج به هر قیمتی آنها را به سعادت نمی‌رساند و به همین دلیل نداشتن یار را پایان راه خوشبختی خود نمی‌بینند. گذشته از این، زنان مطلقه به دلیل دوشیزه نبودن بیشتر ازامکان ازدواج موقت برخوردار هستند.

    مردها راحت‌ترند

    تحمل تاخیر سن ازدواج، برای آقایان آسان‌تر است چراکه در جامعه کنونی ما بهتر می‌توانند با ازدواج موقت کنار بیایند و به لحاظ بیولوژیک محدودیت زمانی خاصی برای بچه‌دار شدن ندارند و تا 60 سالگی هم می‌توانند بچه سالم داشته باشند اما در خانم‌ها با افزایش سن احتمال به دنیا آوردن نوزادی که دچار نقص‌های کروموزومی باشد افزایش پیدا می‌کند. به همین دلیل با هر سال بالاتر رفتن سن، ترس از دست دادن فرصت طلایی ازدواج هم بیشتر می‌شود و این هراس که به دلایل مختلف ایجاد می‌شود، خانم‌های مجرد را هر روز بیشتر آزار می‌دهد.

    آنها می‌ترسند کسی مراقب‌شان نباشد

    فرآیند پیر شدن از اولین دهه زندگی شروع می‌شود اما با گذشت سال‌ها شدت می‌گیرد و روی روان فرد هم تاثیر می‌گذارد. زمانی‌که فرد درمی‌یابد که از نظر فیزیولوژیک توانایی گذشته را ندارد و چین و چروک‌ها به چهره و بدنش راه پیدا کرده‌اند، با خود می‌گوید به سرازیری نزدیک می‌شوم و همین هراس از پیری، تنهایی و مرگ، او را به سمت راه‌هایی برای متوقف کردن این روند سوق می‌دهد. آقایان سراغ باشگاه‌های بدنسازی و مکمل‌هایی که قدرت از دست رفته را به آنها برگرداند می‌روند و خانم‌ها با گرفتن رژیم‌های سخت و اقدام‌های زیبایی می خواهند در مقابل پیری بایستند.ترس از تنهایی در چنین دوره‌ای تشدید می‌شود. درحالی‌که در 30 سالگی خانم‌ها از نداشتن پشتیبان عاطفی می‌ترسند، با گذشت یک دهه از اینکه در پیری کسی همراه‌شان نباشد و از آنها مراقبت نکند هراس پیدا می‌کند. اغلب افراد بعد از 40سالگی شاهد از دست دادن پدر بزرگ و مادر بزرگ، والدین یا آشنایان دیگرشان هستند و از اینکه در پیری هیچ کس نتواند از آنها مراقبت کند، بیشتر می‌ترسند.

    ترس از تنهایی

    مردان  واقع‌بین‌ترند

    گرچه بحران‌های ناشی از تجرد طولانی مدت، تنها زنان را گرفتار نمی‌کنند اما شدت و میزان این مشکلات در مردها بسیار کمتر است. اغلب آقایان برای آینده خود برنامه‌هایی دارند و از آنجا که واقع‌بینانه‌تر به ازدواج و قبول مسئولیت نگاه می‌کنند، پس از تصمیم گرفتن به این می‌اندیشند که آیا امکان اجاره خانه یا پرداخت هزینه‌های زندگی را دارند یا خیر. بسیاری از مردها ترجیح می‌دهند پیش از ازدواج تحصیلات‌شان را تکمیل کنند و به جایگاه ایده‌آل‌شان برسند، به همین دلیل است که تاخیر در ازدواج آسیب چندانی به آنها نمی‌زند.البته خانم‌های کمالگرایی که برنامه‌های متعددی برای زندگی‌شان دارند هم آنقدر درگیر برنامه‌های خود می‌شوند که آسیب‌های ناشی از تجرد را به اندازه زنان دیگر تجربه نمی‌کنند درحالی‌که دخترانی که برنامه‌ای برای آینده ندارند و به ازدواج به عنوان راهی برای بالاتر بردن جایگاه‌شان نگاه می‌کنند، از تجرد آسیب بیشتری می‌بینند.

    هنوز هم جامعه تجرد را نمی‌پذیرد

    ناامیدی یکی از پیامدهای تجرد طولانی مدت است که هم در زنان هرگز ازدواج نکرده و هم در زنان مطلقه دیده می‌شود. پرسش‌های مکرر اطرافیان با این موضوع که «چرا ازدواج نمی‌کنی!»، «پس کی به ما شیرینی می‌دهی؟» و … عرصه را برای دختران هرگز ازدواج نکرده 35 ساله تنگ‌تر می‌کند و این روزها شاهد این واقعیت هستیم که بسیاری از دخترانی که قصد یا فرصت مناسب ازدواج را ندارند، به دنبال راهی برای مهاجرت می‌گردند.
    منبع :مجله زندگی ایده ال
  • چگونه میتوان شاد زندگی کرد؟

    چگونه میتوان شاد زندگی کرد؟

    [symple_box color=”blue” text_align=”left” width=”” float=”none”]شاد زیستن و شادی یک موهبت الهی است و افراد شاد با بهره‌مندی از این موهبت، نقاط مشترک فراوانی با هم دارند.[/symple_box]

    مثبت باش با شاد زندگی کنیآیا میدانید چگونه میتوان شاد زندگی کرد؟

    براساس آخرین مطالعات  «سوفیا لایوبو میرسکی»، استاد دانشگاه کالیفرنیا، نکات مشترکی که در افراد شاد تشابه دارند را اعلام کرده و راه دستیابی به این احساس مشترک را به افراد معرفی می‌کند.

     صفات و نقاط مشترک افراد شاد

    1. افراد شاد زمان زیادی را با خانواده و دوستان خود گذرانده‌ و بدین ترتیب روابط خود را پرورش داده و از آن لذت می‌برند.
    2. افراد شاد با رضایت کامل از تمام داشته‌های خود، شکرگزار آنها هستند.
    3. افراد شاد در صف اول کمک به کارگران و رهگذران هستند.
    4. افراد شاد در هنگام تصور درباره آینده خود، مثبت‌اندیش هستند.
    5. افراد شاد بوی شور زندگی می‌دهند و سعی می‌کنند در لحظه زندگی کنند.
    6. افراد شاد به صورت هفتگی و حتی روزانه ورزش می‌کنند.
    7. افراد شاد عمیقا به اهداف و آمال زندگی پایبند هستند.


    به گزارش هفته نامه «ویک»، نکته‌ مهم آخری که در افراد شاد مشترک است اما در فهرست فوق نیامده، تقسیم احساسات در میان آنهاست. آنها استرس‌ها، بحران‌ها و حتی غم‌های خود را با یکدیگر سهیم می‌شوند. آنها هم مثل من و شما در مواجهه با این مشکلات احساساتی و درمانده می‌شوند اما هنر و سلاح پنهان آنها، خونسردی و توانی است که در حل این مشکلات از خود نشان می‌دهند. خواندن فهرستی از این مسائل خیلی راحت است اما عمل به آنها در طول زندگی دشوار است.

    • اما حکایت شادی در این بیت مشهود است که می‌گوید: آب دریا را اگر نتوان کشید / هم به قدر تشنگی باید چشید.


    شاید در ابتدا این سوال برایتان پیش بیاید که این شعر چه ربطی به شاد بودن دارد؟ نکته مهم اینجاست که حتما قرار نیست منتظر یک انگیزه خیلی بزرگ برای شاد شدن باشیم بلکه داشتن بهانه‌های کوچک اما مستمر برای شاد شدن باعث می‌شود که در مجموع زندگی شادتری داشته باشیم و برای رضایت از زندگی قطعا این شادی‌های کوچک اما دائمی بسیار موثرتر از این هستند که منتظر یک اتفاق بزرگ شادکننده باشیم. چون اتفاق‌های بزرگ و شاد همیشه در زندگی نمی‌افتند و به ندرت پیش می‌آیند اما اگر یاد بگیریم به بهانه‌های کوچک خود را شاد نگه داریم، زندگی شادتر و شادی پایدارتری خواهیم داشت.

    • تحقیقات نشان می‌دهد رفتن به مکان‌های زیارتی و مذهبی و عبادت کردن، شادی بسیاری را برای مردم به ارمغان می‌آورد. زیرا زیارت و عبادت به طور مستمر و منظم، سبب بهبود حالِ روحیِ افراد می‌شود.


    «جنیفر آکر»، استاد دانشگاه استنفورد می‌گوید: شاد بودن خیلی آسان است. تنها کافیست کارهایی که شما را شاد می‌کنند را بشناسید و بیشتر انجام دهید. در همه کارهای خود اعم از دکتر و آرایشگاه رفتن برنامه ریزی داریم به جز برای شادی زیستن. فقط می‌گوییم شادی خیلی مهم است اما از گنجاندن آن در برنامه‌های خود غافل هستیم.

    مطالعات نشان می‌دهد که 40 درصد از شادی‌ها توسط فعالیت‌های ارادی حاصل می‌شوند. بنابراین می‌توانید میزان شاد بودن خود را با آنچه که انتخاب می‌کنید، روزانه 40 درصد افزایش دهید. همچنین بسیاری از کارهایی که روزانه انجام می‌دهیم غیرارادی است و 40 درصد از کارهای روزانه خود را بر حسب عادت انجام می‌دهیم. بنابر مطالعه‌ای که در سال 2006 میلادی در دانشگاه «دوک» انجام شد، بیش از 40 درصد از کارهای روزانه افراد بر حسب عادت و بدون تصمیم گیری انجام می‌شوند. بنابراین چیزهای شاد باید به یک عادت و بخشی از فعالیت‌های روزانه تبدیل شوند. منتظر پیش آمدن شادی تصادفی نباشید شما نیاز به پذیرفتن شادی داشته و باید خود را برای شاد بودن آبونمان کنید.

    چگونه میتوان شاد زندگی کرد؟

    راهکارهایی برای اینکه هر روز شادتر از دیروز باشید 

    1.  صبح که از خواب برمی‌خیزید به خودتان یادآوری کنید که زندگی یک بازی است!
    2.  عطر قهوه یا چای را در هنگام صرف صبحانه خود با اشتیاق بو بکشید.
    3. برای شادی کردن تلاش کنید.
    4. پنج دقیقه مهرورزی کنید.
    5. کار و مسئولیت‌های روزانه خود را در تصور خود در قالب بازی درآورید.
    6.  با دوستان خود ملاقات کنید.
    7. در لحظات سخت نیز به دنبال خواسته خود باشید.
    8. اگر شما هم معتقد هستید شادی چیز بسیار مهمی است، آن را در اولویت زندگی خود قرار دهید.

     

    منبع : ایسنا

  • مهد کودک از چه سنی مناسب است؟

    مهد کودک از چه سنی مناسب است؟

    [information] با برنامه‌ریزی درست، شرایطی مهیا کنیم که بچه‌دار شدن به معنی تمام‌مدت کنار فرزند بودن و کناره‌گیری از حرفه اجتماعی نباشد، چراکه وقتی بند ناف بریده شد، هر انسان هویتی مجزا دارد. قرار نیست مادر تمام روز در کنار کودکش باشد یا اگر نتواند به‌خاطر کارش هر روز با او باشد، دچار اضطراب شود. [/information]

    مهد کودک خوب

    مهد کودک از چه سنی مناسب است؟

    خوب است کودک قبل از 3 سالگی مهد نرود و مثلا در شرایطی مادر او را همراه خود به محل کار ببرد. امروزه در بسیاری از اداره‌ها، محل نگهداری کودک وجود دارد و مادر می‌تواند فرزندش را به‌خصوص در سن شیرخوارگی همراه خود به محل کار ببرد و در اتاقی نزدیک به اتاق خود بگذارد تا پرستاری از او نگهداری کند و مادر نیز بتواند هر چند ساعت یک بار به او سر بزند. در مواردی که به دلایلی کودک شیرخوار نمی‌تواند نزدیک محل کار مادر نگهداری شود و شخص آشنایی هم نمی‌‌تواند از او پرستاری کند، راه‌حلی جز مهد وجود ندارد اما اگر این تنها گزینه‌ پیش‌روی شماست نباید احساس گناه یا اضطراب کنید، بلکه مهد مناسب و مطمئنی بیایید و سعی کنید مربی شیرخوار مرتب عوض نشود. علاوه بر این، مربی باید با مادر در ارتباط نزدیک باشد تا بچه دچار اضطراب و کمبود محبت نشود چون قبل از 3 سال معضل تربیتی نداریم. مشکل اصلی بعد از این سن است. تا قبل از 3 سالگی، مهم‌ترین مساله‌ای که باید مد نظر گرفته شود، انتقال خوب و کامل محبت به شیرخوار است. کودک باید احساس کند در مدتی که مادر نیست، به‌وسیله مربی حمایت می‌شود.

    بهترین سن کودک برای مهدکودک

    تا زمانی که کودک توانایی توصیف فضای مهد و بیان اتفاق‌هایی که در آنجا می‌افتد را ندارد، نباید به مهد کودک سپرده شود. اگر مادری شاغل است، برای فرزند زیر 3 سال خود باید یک نفر را به عنوان مراقب انتخاب کند. این شخص می‌تواند مادربزرگ، خاله یا یک پرستار باشد که بچه در کنار او احساس آرامش و ایمنی داشته باشد. در چنین شرایطی، احتمال بروز «اضطراب جدایی» کمتر می‌شود در غیر این صورت بچه دچار اختلال در پدیده دلبستگی می‌شود. پدیده دلبستگی یعنی ارتباط عاطفی که بین مادر و کودک وجود دارد و طی آن کودک احساس آرامش و ایمنی می‌کند.

    • کودکی که زود به مهد فرستاده می‌شود تا حدی دچار اضطراب جدایی است و به حضور مادر و پدر نیاز دارد. این تمایل بودن با والدین ممکن است در حد معمول یا بیمارگونه باشد. کودکی که به مهد فرستاده می‌شود و اضطراب زیادی دارد، هر روز با گریه به مهد می‌رود و حتی دچار علایم جسمانی ناشی از اضطراب می‌شود، لازم است رفتن او به مهد قطع و اضطراب زمینه‌ای بررسی و درمان‌های لازم انجام شود اما اگر اضطراب در حد طبیعی است، زمانی که کودک از مهد برمی‌گردد، والدین باید وقت خود را در اختیار کودک بگذارند. او به نوازش، آغوش، حضور، لبخند، بوسیدن، تماس پوستی و چشمی کافی با والدین نیاز دارد. اگر غیر از این باشد، احساس عدم‌امنیت در کودک شکل می‌گیرد و در صورت غفلت تبدیل به اختلال‌های اضطرابی و روان‌پزشکی می‌شود.

    منبع : سلامت

  • علل و درمان ناخن جویدن در کودکان

    علل و درمان ناخن جویدن در کودکان

    [information]ناخن‌جویدن و انگشت مکیدن یکی از شایع‌ترین اختلال‌های روان‌پزشکی در کودکان است که جزو گروه بیماری‌های عادتی محسوب می‌شود.[/information]

    Causes and Treatment of Nail Biting in Children

    شیوع ناخن جویدن در کودکان حدود 10 درصد است. این اختلال هم در پسربچه‌ها و هم در دختربچه‌ها دیده می‌شود. در بیشتر موارد، این بیماری بین 2 تا 4 سالگی شروع می‌شود. تعداد قابل‌توجهی از این کودکان دوره‌هایی از انگشت مکیدن را نیز دارند.در آغاز ناخن جویدن به شکل کندن پوست اطراف ناخن شروع می‌شود و در ادامه، کودک ناخن‌ها را با دست جدا می‌کند و سپس با دندانش، آنها را می‌جود. کندن جوش‌های صورت، موهای بدن و گاهی حتی کندن مو با این اختلال دیده می‌شود.

    علل و درمان ناخن جویدن در کودکان

    این اختلال همانند سایر اختلال‌های روان‌پزشکی، علت واحدی ندارد و معمولا استرس را به عنوان مهم‌ترین عامل ایجاد آن متهم می‌کنند. نگرانی کودک از جداشدن از والدین (به‌خصوص مادر) و ترس از آسیب بدن و تاریکی، باعث می‌شود کودک دچار اضطراب شدید شود. اگر کودک نتواند در اسرع وقت با کمک والدین و اطرافیان به آرامش برسد، به عادت‌های رفتاری مثل ناخن جویدن روی می‌آورد. البته بعد از گذشت چند هفته تا چند ماه حتی در صورت حذف عامل اضطراب، این اختلال به شکل یک عادت ماندگار در کودک به چشم می‌خورد. هر چند عوامل زیست‌شناسی، نقش بسزایی در بروز این بیماری ندارد ولی دیده شده است در فرزندان والدینی که مضطرب هستند و سابقه ناخن جویدن در خانواده‌ها آنها وجود دارد، شیوع این اختلال بیشتر است. پس یادگیری از والدین یا اطرافیان کودک یکی از علل احتمالی بیماری به شمار می‌رود. لازم به ذکر است حتی در کسانی که سال‌ها قبل با، یا بدون درمان بیماری‌ بهبود پیدا کرده، امکان دارد با یک استرس، بیماری‌شان عود کند. این اختلال در کودکانی که شیر مادر می‌خورند و در 2 سال اول زندگی با مادر هستند، کمتر دیده می‌شود.

    علل و درمان ناخن جویدن در کودکان

     

    عوارض ناخن جویدن

    هرچند در ابتدا کودک با ناخن جویدن به دنبال کسب آرامش است و انجام این کار باعث کاهش اضطراب در او می‌شود، ولی بعدها باعث ایجاد و تشدید اضطراب، افسردگی، کاهش اعتمادبه‌نفس، گوشه‌گیری و کاهش عملکرد ذهنی، اجتماعی و در سنین بالاتر شغلی می‌شود. عوارض جسمی این اختلال نیز شامل خونریزی، عفونت مکرر دور انگشتان و در موارد شدید تغییر شکل ناخن‌ها و انگشتان می‌شود. عفونت‌های گوارشی و ابتلا به انگل نیز در مواردی دیده شده است. در برخی موارد هم که کودک به بیماری‌های جسمی مانند کم‌خونی مبتلاست، ابتلا به بیماری می‌تواند این اختلال را ایجاد کند. معمولا ناخن جویدن هنگام تماشای فیلم‌های ترسناک یا بازی‌های مهیج و انجام فعالیت‌های فکری مانند درس خواندن تشدید می‌شود.


    درمان ناخن جویدن

    • با توجه به اینکه این عادت رفتاری طی چند ماه یا چند سال اتفاق افتاده، والدین نباید توقع داشته باشند این اختلال به زودی برطرف می‌‌شود. چنین تصوری باعث می‌شود به علت بهبود نیافتن در زمان کوتاه یا عود بیماری، کودک افسرده و ناامید شود و درمان را رها کند.

    اگر کودک شما با چنین مشکلی مواجه است، شما به عنوان یک پدر یا مادر باید به نکته‌های زیر توجه کنید:

    1.  بیشترین سهم درمان برعهده خود بیمار است، سپس خانواده او و در نهایت کادر درمانی. 
    2. انجام مشاوره و رفتار درمانی از ضروریات درمان این بیماری است.
    3. ناخن‌های کودک باید تا حد امکان کوتاه باشد تا تحریک به جویدن آن نشود.
    4. والدین وقتی ناخن کودک را می‌گیرند، بهتر است او را تشویق کلامی کنند. استفاده از روش تشویق بسیار موثر است: «اگر یک هفته ناخن‌هایت را نجوی، آخر هفته می‌رویم پارک، رستوران یا سینما و…»
    5. به هیچ‌وجه با استفاده از لاک ناخن درصدد رفع مشکل ناخن جویدن کودک نباشید چراکه این روش نه‌تنها تاثیری در درمان ندارد بلکه با جویدن ناخن آغشته به لاک، ممکن است کودک مسموم شود.
    6.  چسب زدن به ناخن و بستن انگشتان هم نه‌تنها به درمان کمک نمی‌کند بلکه با این کار امکان تغییر شکل انگشتان وجود دارد. در مواردی حتی انجام این کار برای مدت کوتاه، انگشتان را کج می‌کند.
    7. کودک را به‌دلیل ناخن جویدن به‌خصوص در جمع سرزنش یا تمسخر نکنید. بهتر است در مورد عوارض این اختلال با کودک در تنهایی صحبت کنید. ترجیحا این کار باید به‌وسیله افرادی غیر از والدین، به‌خصوص درمانگران، مطرح شود.
    8. از آنجا که این بیماری به‌تدریج شکل گرفته، برای درمانش باید حوصله به خرج داد. مثلا در ابتدا می‌توان به کودک گفت در شروع درمان در هفته اول اجازه داری فقط ناخن‌ انگشت کوچکت را بجوی و در هفته دوم ناخن دوم و هفته سوم انگشت اشاره و….تا به این ترتیب کودک عادتش را کاملا ترک کند.
    9.  امکان دارد کودک در صورت مواجهه با استرس کوتاه‌مدت شروع به ناخن جویدن کند که معمولا تا قبل از 2 هفته برطرف می‌شود ولی اگر بعد از 2 هفته این عادت ادامه یافت، باید درمان جدی شود.
  • علت بیماری اوتیسم در کودکان

    علت بیماری اوتیسم در کودکان

    علت بیماری اوتیسم در کودکان

    والدین فرزندان اوتیسم هیچ وقت نا امید نباشید و تلاش را در کلاس های رفتار درمانی و گفتار درمانی بکنید و یا از اینترنت اطلاعات کافی بدست آورید و با فرزندانتان کار کنید. بعضی پزشکان هستند شما را نا امید می کنند ولی تجربه بسیاری از والدینی که برای فرزندشان تلاش کرده اند شرایط بسیار بهتر شده است. امیدتان به خدا باشد.

    بیماری اوتیسم یک اختلال توسعه‌ای است که معمولا در دوران کودکی ظاهر می‌شود. علت این بیماری هنوز به طور کامل مشخص نشده است، اما برخی از عوامل زیر ممکن است نقش داشته باشند:

    1. عوامل ژنتیکی: برخی از تحقیقات نشان داده‌اند که وراثت و ژنتیک می‌تواند نقش مهمی در ابتلا به اوتیسم داشته باشد.

    2. عوامل محیطی: برخی از عوامل محیطی مانند عفونت‌ها، تماس با مواد شیمیایی مضر، تغذیه نامناسب و واکسیناسیون ممکن است در ابتلا به اوتیسم نقش داشته باشند.

    3. اختلالات مغزی: برخی از تحقیقات نشان داده‌اند که اختلالات در ساختار و عملکرد مغزی ممکن است با اوتیسم مرتبط باشند.

    4. عوامل هورمونی: تغییرات در سطح هورمون‌ها مانند سطح اکسیتوسین و سرتونین ممکن است در ایجاد اوتیسم نقش داشته باشند.

    هر یک از این عوامل به تنهایی یا به ترکیب با یکدیگر ممکن است در ایجاد اوتیسم در کودکان نقش داشته باشند. اما باید توجه داشت که هنوز علت دقیق این بیماری مشخص نشده است و تحقیقات بیشتری برای بررسی این موضوع لازم است.

    • شیوع اوتیسم در کودکان درطی دو دهه گذشته افزایش یافته است؛ با این وجود جامعه علمی هنوز نتوانستند علت بروز این بیماری را تشخیص دهند؛ نتایج تحقیقاتی که تا به امروز در فرانسه انجام شده است بازده کمی داشته است و اوتیسم هنوز یک بیماری ناشناخته است.

    اوتیسم به عنوان یک اختلال شناخته شده است که اغلب قبل از سن 3 سالگی به وجود آمده و رشد می‌کند؛ این بیماری به طور همزمان در تعاملات اجتماعی و ارتباطات، شفاهی و غیر شفاهی تأثیر می‌گذارد و گاه ممکن است به اختلالات ارتباطی شدید منجر شود مانند اختلال در عملکرد 5 حس که اغلب در این افراد موجب رفتارهای عجیب می‌شود که ژست‌های تکراری، رفتارهای قالبی و کلیشه‌ای از نمونه آن است؛ این علائم و شدت آنها از فردی به فرد دیگر و همچنین سن و سال متفاوت است.

    اوتیسم یک تفاوت و اختلال جدید

    اوتیسم یک اختلال نسبتا جدید است اما هنوز یک معما در مورد این بیماری در جامعه پزشکی وجود دارد.
    ارتباط بین اوتیسم و قرار گرفتن در معرض جیوه قرار گرفتن کودکان در معرض جیوه موجب نگرانی پزشکان شده است؛ این نگرانی به علت بسیاری از مطالعات انجام شده است که نشان می‌دهند جیوه می‌تواند در رشد مغزی تاثیرگذار باشد و باعث برخی اختلالات مانند اوتیسم شود.

    در فرضیه اول، در معرض جیوه قرار گرفتن را احتمال اوتیسم دانستند؛ امکان قرار گرفتن مواد غذایی در معرض جیوه نیز می‌تواند موجب این بیماری شود؛ برخی از مادران بسیار ماهی می‌خورند و ماهی غنی از جیوه است به همین دلیل امکان یک نقص خفیفی در سطح زبان وجود دارد؛ به همین دلیل پزشکان توصیه می‌کنند زنان باردار از خوردن سوشی و خوردن ماهی خام جلوگیری کنند.

    ولی خوردن شربت های امگا برای فرزندان اوتیسم بهتر است
    فرضیه دوم، اثرات محیط زیست است که مطالعات نشان داده‌اند 61 درصد اوتیسم در اثر جیوه منابع صنعتی به وجود می‌آید؛ در این مطالعات به ارتباط بین آلودگی هوا، جیوه و افزایش اوتیسم نیز اشاره شده است.
    یکی دیگر از راه‌هایی که باعث ابتلای به این بیماری می‌شود واکسیناسیون است؛ بسیاری از واکسن‌ها حاوی thimersoal است؛ thimersoal ترکیبی است که حاوی 49 درصد جیوه‌ است و به عنوان ضد میکروب موضعی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
    با اینکه این مواد از واکسن برداشته شده است اما هنوز هم در برخی کشورها به طور قابل توجهی مشاهده می‌شود اما باید بداینم واکسن تنها علت ابتلا به اوتیسم نیست.
    برخی کودکان مستعد ابتلا به اوتیسم هستند و هنگامی که در معرض جیوه هستند سخت‌تر می‌توانند آن را حذف کنند؛ بنابراین دوزهای پایین جیوه می‌تواند در بدن آنها تجمع کند و عوارض جانبی داشته باشد.
    با این حال تا به امروز مطالعات و آزمایشات هیچ‌گونه تفاوت معنی داری بین ادرار کودکان مبتلا به اوتیسم و غیر مبتلا نشان نداده است و در حال حاضر نتیجه گیری برای ارتباط بین جیوه و اوتیسم دشوار است؛ در نهایت نباید منحرف شد و باید عوامل مختلف را نیز بررسی کرد.

    منبع : فارس